تبليغاتX
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
راز زیبایی پوست ویکتوریا بکام چهارشنبه 8 آبان1387 18:38

ویکتوریا بکام، خواننده معروف و همسر دیوید بکام، از فضله پرندگان برای صاف و شفاف ساختن پوست خود استفاده می‌کند‍! ویکتوریا 100 پوند(حدود 173 دلار آمریکا) برای کرم پوستی گیشا می‌پردازد. این کرم، خمیری است که از فضله بلبل ساخته می‌شود و ویکتوریا آن را برای بهبود جوش و آکنه و صاف و براق نشان دادن پوست خود استفاده می‌کند.

 ویکتوریا که اخیرا به ‍ ژاپن سفر کرده بود، از مشاهده پوست صاف و شفاف زنان ژاپنی حیرت‌ زده‌شد و سرانجام کشف کرد که علتش استفاده از فضله پرندگان است. او وقتی به آمریکا بازگشت، دریافت که برخی از سالن‌های زیبایی آمریکا نیز این درمان پوستی را انجام می‌دهند.

به نقل از چینادیلی، ویکتوریا بکام در حال حاضر از این روش استفاده می‌کند و از پوست عالی خود لذت می‌برد. او همچنین در منزل از یک کرم تهیه شده از فضله بلبل، استفاده می‌کند.

در ضمن ویکتوریا دوست نزدیک خود، کیت هولمز، بازیگر مشهور هالیوودی را تشویق می کند تا شعبه عطر مخصوص خود را افتتاح کند. گفته می شود که ویکتوریا سخت درگیر عطر همسرش دیوید و عطر کیت هولمز است و بسیار مشتاق است که در این زمینه فعالیت کند.
نوشته شده توسط داریوش نگار | موضوع: | لینک ثابت |
پنجشنبه 27 تیر1387 9:51

نوشته شده توسط داریوش نگار | موضوع: | لینک ثابت |
اطلاعيه و شروط يك آقا براي ازدواج دوشنبه 6 خرداد1387 23:11
از كليه دوشيزگان قدبلند زيباروي واجد شرايط زير تقاضا داريم تقاضانامه‌ها و رزومه خود را جهت ربودن دل بنده به صورت پيغام در قسمت نظرات يا به وسيله ايميل به نشاني بنده بفرستند.

بديهي است پس از انجام بررسي‌هاي كامل، نام افراد داراي صلاحيت به وسيله همين تريبون اعلام خواهد شد

نكته: ما تو كارمون پارتي بازي نداريم، يعني لطفا از قرار دادن پول نقد در نامه يا پيغام خود بپرهيزيد و هي نگيد ما فاميل فلاني هستيم

شرايط پذيرش

1. سن بالاتر از 18سال و كمتر از 22سال باشد.

2. قد كمتر 165سانتيمتر و بالاتر از 175سانتيمتر نباشد.

3. افراد خيلي تركه‌‌اي و زيادي چاق قابل پذيرش نيستند. (چون من حوصله رژيم چاقي و كلاس لاغري ندارم)

4. هر وقت من خواستم مي‌ريم هر رستوراني كه من گفتم. آبگوشت، كوفته، كله‌پاچه و ميرزاقاسمي با كلي سيرترشي دوست دارم.

5. اهل كادو خريدن و هر روز لاو تركوندن نيست
6.اگر خداي نكرده، زبانم لال، خدا اون روز زو نياره كه ازدواج كردم و وبال گردنم شدي، مامانم اينا و مامانت اينا نداريم. خوشم نمياد.

7. عمراً نفقه بدم. چهارده‌تا هم بيشتر مهر نمي‌كنم.

8. بايد يك جايي كار كني، يك كاري هم واسه عصر من گير مياري چون حوصله مسافركشي و رانندگي ندارم

9. بابات بايد پولدار باشه تا من در صورت لزوم بتونم بتيغمش.

10. پول اضافي ندارم بايت پوشك كامل بچه بدم. مي‌ري كهنه و لاستيك مي‌خري، خودت مي‌شوري.

11. به مامانت مي‌گي سيسموني خوب بياره

12. بايد خوشگل باشي چون پول واسه لوازم آرايش نمي‌دم.

13. موهاي وزوزي نبايد داشته باشي، چون نرم‌كننده ايراني الآن شيشه‌اي هزار تومن شده.

14. موهاي خرمايي و مشكي رو ترجيه مي‌دم.

15. نبايد ورزشكار باشي چون قدرتت خيلي زياد مي شه !.

16. اگه سر كار بري يا كاري داشته باشي نبايد ديرتر از 5 خونه باشي.

17. از الان بايد كلاس آيروبيك بري تا چندسال ديگه بد هيكل نشي، پولشم از بابات بگير. من 10سال ديگه زن شكم گنده نمي‌خوام

18. بايد فال قهوه بلد باشي بگيري، چون من دوست دارم.

19. مانتوي تنگ نمي‌پوشي.

20. دوستات رو هم هر روز نمياري خونه. فهميدي.

21. يك ماشين ظرف‌شويي هم قاطي جاهازت بذار. دوست ندارم پوستم خراب بشه.

22. لازم نيست واسه يك خونه 50متري، جاهاز خونه 200متري بخري.

23. من مبل تختخواب شو دوست دارم

حالا در خدمتيم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

به نظر شما شرطي مونده ؟

 

نوشته شده توسط داریوش نگار | موضوع: | لینک ثابت |
تبریک جمعه 2 فروردین1387 15:46

 

دراول سال نو هفت سيني از :سبزي ايمان؛سفيدي صبر ؛سرخي عشق؛ سر افرازي وجدان ؛ سنگيني سبد ثواب؛  سبكي بار گناه وسيلاب محبت بچينيم.


 

بياييد دل ها يي كه تار كينه و نفرت اونو احاطه كرده خونه تكوني كنيم. قلب هايي كه به خاطر كدورتها رنگ سياه توشون موج مي زنه با رنگ سبز الهي ،با شكوفه هاي ياس تزيين كنيم.باور كنيم دنيا اينطوري قشنگتره .حيفه كه در اين روزهاي خوب خدا بجاي صفا و يكرنگي ،كينه و نفرت رو بهم هديه كنيم.اگه پا رو غرورمون بذاريم ، مي تونيم. 

 

باور كن مي تونيم... بيا.امتحان كنم.نذاريم براي فردا . شايد فردايي در كار نباشه .همين الان تصميم بگيريم و بلند شيم.با نامه ، تلفن  يا علي مدد ...هر جوريه از دلش بيرون بياريم باور كنيم اون هم منتظره.نگو ييم چرا من بايد پيشقدم بشم ...

اميدوارم كه سالي همراه با آرامش و شادي پيش رو داشته باشيد

سال نو مبارک

نوشته شده توسط داریوش نگار | موضوع: | لینک ثابت |
چگونه یك زن را خوشحال كنیم؟چگونه یك مرد را خوشحال كنیم؟ جمعه 19 بهمن1386 21:7



برای خوشحال كردن یك زن ، یك مرد فقط نیاز دارد كه این موارد باشد :  

یك دوست
   یك همدم یك عاشق یك برادر یك پدر یك استاد یك سرآشپز  یك نجار  یك لوله كش  یك مكانیك  یك روانشناس  یك دافع آفات  یك روانپزشك  یك شفا دهنده  یك شنونده خوب یك سازمان دهنده  یك الكتریسین    یك پدر خوب خیلی تمیز دلسوز ورزشكار گرم مواظب شجاع  باهوش   بانمك  خلاق  مهربان  قوی  فهمیده  بردبار محتاط  بلند همت  با استعداد  پر جرأت  مصمم  صادق  قابل اعتماد پر حرارت  درستكار بودن  بسیار پولداربودن  بدون فراموش كردن  تعریف كردن مرتب از او عشق ورزیدن به خرید  تنش ایجاد نكردن برای او  نگاه نكردن به بقیه دختران  یك متخصص مد
یك متخصص علوم جنسی  یك متخصص بیماری های زنان   یك متخصص چیدمان داخلی منزل 

زمان زیادی به او بدهید، مخصوصاً زمان برای خودش  

و در همان حال، شما باید توجه زیادی به او بكنید، و انتظار كمتری برای خود داشته باشید

اجازه رفتن به مكانهای زیادی را به او بدهید، هیچگاه نگران نباشید او كجا می رود بسیار مهم است

هیچگاه فراموش نكنید :* سالروز تولد * سالروز ازدواج * قرارهایی كه او می گذارد

چگونه یك مرد را خوشحال كنیم؟ تنهاش بذارید 

نوشته شده توسط داریوش نگار | موضوع: | لینک ثابت |
شفاعت امام حسین(ع) شنبه 29 دی1386 0:14

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام
خواب دیدم خسته و افسرده ام
روی من خروارها از خاک بود
وای قبر من چه وحشتناک بود
تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود
ناله می کردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم تشنه ی یک جرعه آب
خسته بودم هیچ کس یارم نشد
زان میان یک تن خریدارم نشد
هر که آمدپیش حرفی راند و رفت
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت
نه شفیقی نه زفیقی نه کسی
ترس بود و وحشت و دلواپسی


آمدند ازراه نزدم دو ملک
تیره شد در پیش چشمانم فلک
یک ملک گفتا بگو نام تو چیست
آن یکی فریاد زد رب تو کیست
ای گنهکار سیه دل بسته پر
نام اربابان خود یک یک ببر
در میان عمر خود کن جستجو
کارهای نیک و زشتت را بگو
گفتنم عمر خودت کردی تباه
نامه ی اعمال تو گشته سیاه
ما که ماموران حق داوریم
اینک تو را سوی جهنم می بریم
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود
دست و پایم بسته در زنجیر بود
ناامید از هر کجا ودلفکار
می کشیدندم به خفت سوی نار

 

 



ناگهان الطاف حق آغاز شد
ازجنان درهای رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان
نورپیشانیش فوق کهکشان
چشمهایش زندگانی می سرود
درد را از قلب آدم می زدود
گیسوانش شط پر جوش و خروش
در رکابش قدسیان حلقه به گوش
صورتش خورشید بود وغرق نور
جام چشمانش  پر از شرب طهور
لب که نه سر چشمه ی آب حیات
بین دستش کائنات و ممکنات
خاک پایش حسرت عرش برین
طره یی ازگیسویش حبل المتین
بر سرش دستار سبزی بسته بود
به دلم مهرش عجب بنشسته بود
در قدوم آن نگار مه جبین
از جلال حضرت عشق آفرین
دو ملک سر را به زیر انداختند
بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشتند این زمزمه
آمده اینجا حسین فاطمه
صاحب روزقیامت آمده
گوئیا بهر شفاعت آمده
سوی من آمد مرا شرمنده کرد
مهربانانه به رویم خنده کرد
گفت آزادش کنید این بنده را
خانه آبادش کنید این بنده را
اینکه اینجا این چنین تنها شده
کام او با تربت من وا شده
مادرش او را به عشقم زاده است
گریه کرده بعد شیرش داده است
اینکه می بینید در شور است و شین
ذکر لا لا ئیش بوده یا حسین
دیگران غرق خوشی و هلهله
دیدم او را غرق شور و هروله
با ادب در مجلس ما می نشست
او به عشق من سر خود را شکست
سینه چاک آل زهرا  بوده است
چای ریز مجلس ما بوده است
خویش را در سوزعشقم آب کرد
عکس من را بر دل خود قاب کرد
اسم من راز و نیازش بوده است
خاک من مهر نمازش بوده است
پرچم من را به دوشش می کشید
پا برهنه در عزایم می دوید
اقتدا بر خواهرم زینب نمود
گاه می شد صورتش بهرم کبود
بارها لعن امیه کرده است
خویش را نذررقیه کرده است
تا که دنیا بوده از من دم زده
او غذای روضه ام را هم زده
اینکه در پیش شما گردیده بد
جسم و جانش بوی روضه می دهد
حرمت من را به دنیا پاس داشت
ارتباطی تنگ با عباس داشت
نذر عباسم به تن کرده کفن
روز تاسوعا شده سقای من
گریه کرده چون برای اکبرم
با خود او را نزد زهرا می برم
هر چه باشد او برایم بنده است
او بسوزد صاحبش شرمنده است
در مرامم نیست او تنها شود
باعث خوشحالی عدا شود
در قیامت عطر و بویش می دهم
پیش مردم آبرویش می دهم
باز بالاتر به روز سر نوشت
میشود همسایه ی من در بهشت
آری آری هر که پا بست من است
نامه ی اعمال او دست من است


 

نوشته شده توسط داریوش نگار | موضوع: | لینک ثابت |
ايميل به همسر !!!!!! دوشنبه 24 دی1386 23:28

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است .
تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه ميشود
و بدون اينکه متوجهاشتباه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ،
زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود
با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود
تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد .
پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند
و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي .
راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته .
من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه .
فردا ميبينمت .
اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه .
واي چه قدر اينجا گرمه

نوشته شده توسط داریوش نگار | موضوع: | لینک ثابت |
هر كه با آل علي در افتاد .... چهارشنبه 7 آذر1386 19:53
در جريان تخريب قبور ائمه در بقيع يكي از وهابيون براي تخريب گنبد مطهر حضرت رسول (ص ) و براي بمب گذاري به بالاي گنبد مي رود كه ناگهان صاعقه اي با او برخورد مي كند و او همان جا خشك مي شود .

بعدها وهابيون هر كاري مي كنند كه جسد اين شخص را از آنجا جدا كنند نمي توانند و نا چار مي شوند به اين گونه كه مشاهده مي كنيد آن را پنهان كنند .    

ممكن است سوالي پيش آيد كه پس چرا وقتي قبور ائمه را خراب كردند اين اتفاق نيفتاد .

بايد بگويم كه هنگامي كه ابرهه خواستند خانه خدا را خراب كنند خداوند تمامي آنان را نابود كرد ولي در زمان مروان وقتي حجاج خانه كعبه را خراب كرد هيچ اتفاقي نيفتاد و اين نشان از حكمت خداوند دارد كه به قول شاعر :

لطف حق با تو مداراها كند          چون كه از حد بگذرد رسوا كند

 

نوشته شده توسط داریوش نگار | موضوع: | لینک ثابت |
خاطرات باروني... جمعه 2 آذر1386 20:21
به نام او که همیشه به دل پر درد و پریشونم جون داد
کسی که تن خستم تنها خاطرات با اون بودن رو میخاد

به نام تو که نوشتم اسمت و بر تن دل خسته و تنهام
تو که ازمن دوری اما حس میکنم با تو هنوز من اینجام

نامه ای مینویسم برای تو که نگی رفت بدون یادگاری
اگرچه میرم اما میخام بدونی تویه قلب خستم موندگاری

من هنوز و همیشه صدای مهربون تو رو از یادم نبردم
میخام دستات و تویه دستم بگیرم اگه انتها نامه نمردم

همیشه با تو بودم اما میدونم که عزیز میگی تنها بودی
کاش العان که این نامه رو واست مینویسم اینجا بودی

قبل رفتن باید به تو بگم که به آخر رسیده لحظه آشنایی
نباید دنبالم بگردی آخه دیگه سکوتم نیست تویه تنهایی

میدونی میخام با اشکهای چشمام سر بزارم پشت شیشه
مث قدیما بشینم رو برو غروبی که از شب جدا نمیشه

من رو ببخش که راهی جز سفر نمونده و من رهسپارم
خیسی کاغذ نامه رو نیز بهم ببخش که هنوز دارم میبارم

بعد از پیدا کردم تن سردم و خداحافظی ها سیاه نپوش
من میرم اما گاهی ازم یاد کن و من رو نکن فراموش

بده دستات رو به دستام که بی تو جون نداره نفسهام
اگه نگیری تنم رو از بی کسی ها میمیره نفسهای تنهام

برا رفتنم و چشای همیشه خیسم گریه نکن و اشکی نریز
تو بهاری اگرچه من بودم خاطره ای از کنج سردی پاییز

تویه خاطراتم اسمت و مینویسم که تنها پناهم تو بودی
با تموم وصف و توصیف میگم که چشم براهم تو بودی

عکسی رو که بهت دادم و گذاشتی تویه قاب چشمات
نقشی از سیاهی گوشش بکش که هنوزم میمیرم برات

بعد نگاهی گذرا عکس من و از پیش نگاه همه دور کن
از خواب پریشون دوریهای ما بازم بیا دوباره عبور کن

به یاد لحظه های عاشقونه باریدن بارون تو تنها نشین
تویه موجای سکوت یاد نگاهم و گم کن اما من و نبین

باز خیس میشه تن سردم تا وقتی که به ملاقاتم بیایی
در کنارتم اگرچه سهم داشتن ما از همدیگه بوده جدایی

حالا که رفتم نگو که تنهایی چون من بازم دیدنت میام
من هیچ وقت تو رو رها نمیکنم حتی اگه خودم تنهام

قرار نشد بزنی زیر قولت و گریه کنی حتی اگه دلگیری
باز به من بگو که از غم دوری گریه رو از سر نمیگیری

اشک چشات و پاک کن و بخاطر منم شده یه لحظه بخند
برای به یاد آوردن خاطراتمون دوباره چشمات رو ببند

هر شب شمع نیمه سوخته رو تن قبر شکستم رو بردار
من رفتم اما برای بار آخر به قلب خستم بگو خدانگهدار
نوشته شده توسط داریوش نگار | موضوع: | لینک ثابت |
"نشانه های عاشق شدن" دوشنبه 28 آبان1386 18:59

شما با افراد بسیاری برخورد كرده و در تماس بوده ایــد، اما اخیـرا" بـا شـخـصـی روبـرو شـده ایـد كـه احـســـاس متفاوتی نسبت به وی دارید ولی مطمئن نیستید كه او  همان شخصی است كه دنبالش بوده اید. برای رسیدن به جواب خود در این قـسـمـت 10 عـلامـتـی كـه نـشـان میدهد عاشق او شده اید را می خوانید.

نشانه 10

نامزد یا همسر قبلی خود را فراموش كرده اید:معمولا" بعد از برهم خوردن یك رابطه تا زمانی طولانی طرفین به یكدیگر فكر می كنند و اغلب به این می اندیشند كه آیا راه درستی را انتخاب نموده اند یا خیر. بسته به مدت زمان با هم بودن این شك و تردیدها بیشتر نمایان میشوند.از زمانی كه او را دیده اید، دیگر فكر برگشت به نامزد پیشین خود را به سر راه نمیدهید و تمایلی به برقراری رابطه مـجدد نـدارید. فكر كنید، نامزد قبلی شما دیگر مانند گذشته برایتان جالب نیست.

نشانه 9

نمی توانید به او فكر نكنید: فكر شما سـراسـر از یـاد و انـدیـشـه او اسـت. بـی دلیـل به فـكر شـما مـی آید و از خود میپرسید كه آیا به اندازه نصف اندازه ای كه به او فكر میكنید، او به شما فكر میكند؟ در شگفتید كه در ذهن او چه میگذرد یا حتی فكر تماس گرفتن با او به سرتان میزند ( اما بدلیل ترس از نپذیرفتن او از این كار خودداری میكنید.)اما وضعیت وخیم تر می شود. با دوسـتان خـود بیرون میروید و به چیزی در ویترین مغازه نگاه می كنید و به این می اندیشیـد كه او تـا چه اندازه به آن شیء بخصوص علاقه مند است .او آخرین چیزی است كه پیشاز خواب به فكر شما می آید و اولیـن چیـزی اسـت كه بعد از بیدار شدن به ذهن شـما خطور می كند - و حتی چندین بار رویای او را دیده اید.

نشانه 8                                                                  

برای او اهمیت قائلید: اگر عاشق كسی باشید، دوست دارید هـمـه چـیز درمورد او بدانید: اینكه او كیست؟ به چی فكر میكند و چه چیز او را می خنداند. به او و احساساتش واقعا" اهمیت میدهید.اگر بفردی علاقه حقیقی داشته باشید،اگر او روز بدی داشته باشد و یا بخاطرموضوعی ناراحت باشد، شما نیز غمگین و پریشان میشوید.

نشانه 7

شخصیت و خصوصیاتش برای شما فریبنده و دلربا است: حركات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت كردن و همچنین عادتهایش در انجام كارهابرای شما  شادمانی فراوانی به دنبال خواهد داشت. او چیزهایی می گوید كه باعث تمایزش با دیگران می شود، و شما این را دوست دارید. علتش را نمی دانید ولـی دانـسـتـنـش نـیـز بـرایـتان اهـمیتی ندارد. شما او را به همین صورتی كه هست دوست دارید.

نشانه 6

ارتباط تنگاتنگی با او دارید:شما نمی توانید عاشق كسی باشید كه با او هیچ تناسخی نداشته باشید. اگر شمـا و او در یك طول موج قرار داشته، و عقاید مشابهی دارید،این یك نشانه محكم محسوب میگردد. هم فكر بودن در مسائل گوناگون، گرفتن تصمیمات مشابه و یكسان حاكی از آن است كه میتوانید عاشق او باشید.

نشانه 5

افراد دیگر، زیاد به چشمتان نمی آیند: با اینكه ممكن است نتوانید از براندازكردن یك زن (یا مرد) زیبا كه از كنار شما رد میشود صرفه نظر كنید، هنگامیكه عاشق باشید، دیگر رادار شما برای رد یابی دیگران خوب كار نكرده و بقیه در مقایسه با فرد مورد علاقه شما جالب نخواهند بود. به علاوه مانند قبل تمایلی به گپ زدن با جنس مخالف نخواهید داشت.به تدریج احساس خواهید كرد كه او تنها فرد مورد توجه شما در یك جمع است و كسی است كه به دنبالش بوده اید.

نشانه 4

عاشق وقت گذراندن با او هستید: این مسئله ای واضح ولی در عین حال با اهمیت است. شما به دنبال دیــدن او هستید و مهم نیست كه هر دوی شما چه كار خواهید كرد. اخیرا" قـدم زدن بـا او، زیـبا ترین راه گذراندن یك بعد از ظهر است. به علاوه وقتی كه از او دورید، آرزو می كنید كه پیش شما بود.اگر بعد از گذشت یك مدت طولانی (مثلا" یك یا دو ماه) می بینید كه چراغ یاهو مسنجر او روشن است، هرگز به او نمی گوئید ده دقیقه صبر كن تا من كارم را انجام دهم و بعد با تو چت كنم. بلكه همه كارهایتان را كنار گذاشته و وقتتان را برای همان لحظه خاص به او اختصاص میدهید.

نشانه 3

مطابق با میل او رفتار میكنید:سعی می نماییـد با اینكه برخی از كارها مثل رفتن به كتابخانه یا نمایـشگاه برای شما خوشایند نـیسـت، ولـی بـخاطـر خـواسـتـه او بدون جبهه گیری و مخالـفـت به انجام آنها میپردازید. متوجه خواهید شـد كه خـود را با امیال و برنـامه های او وفــق داده و در موارد گوناگون همراهیش می كنید.

نشانه 2

اولویتهای دیگر، عقب نشینی میكنند:شما عادت كردید ظهر ها به باشگاه ورزشی برویـد، امـا اگـر او بـرای نـهار وقـت داشـت، ترجیح میدهید با هم به رستوران بروید. شما دیـگر مـانند گذشته آن آدم سخت كوشی نیستید كه كارهای ناتمام خود را آخر هـفـتـه ها با خودش بـه خـانه مـی آورد تـا آنـها را انجام دهد بجایش ترجیح میدهید آخر هفته خود را با او بگذرانید.لیست كارهای روزانه كه همیشه اصرار در انجام دادن آنها داشتید، اكنون به علت با او بودن دیگر رونقی ندارد و توجهی به آن نمی شود.

نشانه 1

شما به آینده ای فكر میكنید كه او نیز جزئی از آن است: در ذهنتان با او آینده ای نامحدود دارید. این آینده فقط محدود به آخر این هفته نیمشود بلكه سالیان سال ادامه خواهد یافت. وقتی برای سفر بعدی خود برنامه ریزی میكنید، به این فكر میكنید كه برای ماه عسل با او خواهید بود. هنگامیكه برای سه ماه بعد به یك جشن عروسی دعوت میشود، با اینكه سه ماه مانده، از اكنون از او می خواهید كه همراه شما در آن مراسم شركت كند.

اگر شما مجموعه این علائم را ندارید بدانید كه عاشق نیستید و فقط یك هوس گذرا میباشد و هرگز بیشتر از سه سال طول نخواهد كشید.

 

 

نوشته شده توسط داریوش نگار | موضوع: | لینک ثابت |


Javascripts


*
*
*
*
*
*
*

<

Powered by : قالب و كدهاي جاوا > قالب و كدهاي جاوا >